تبلیغات
مخمل - دو تا کفتر عاشق!

دو تا کفتر عاشق!

جمعه 1392/01/23 12:22 قبل از ظهر   نویسنده : مخمل      


دیروز میخواستم از خیابون رد بشم یهو دیدم از روبرو یه زن و مرد حدودا سی ساله دارن یورتمه میان طرفم! عین خیالشون هم نبود دارن از عرض خیابون رد میشنا! از ته دلم قهقهه میزدن! حالا نگو از اون طرف تا این طرف خیابون با هم مسابقه دو گذاشتن!! جا قحطه؟! عین خیالشونم نبود که بابا الان ماشین میاد میزنه به یکیتون عشقتون نافرجام میمونه! اصصصصصصصلن! اصن تو این دنیاااااا نبودن.

اصن ندیده بودم تا حالا همچین چیزی! از پارک در اومدن دیدم زیر گوش هم یه چیزی گفتن یهو بدوبدو عرض خیابونو رد شدن. حالا من که می خواستم همون خیابونو رد کنم، چسسسبونده بودم! هی چپو نگاه کن هی راستو نگاه کن! جالب اینه که یه ماشینمم بهشون نزد! رسیدن تو پیاده رو اینقده سرعت داشتن که نزدیک بود بخورن به دیوار! همچیییی عاشقانه همو بغل گرفتن و ریسه رفته بودن از خنده که اشکشون در اومده بود!

اتفاقا نه زنه از این دافیا بود نه مرده از این فشن سوسولا! جفتشون ساده و بی آلایش بودن! معمولیه معمولی! اما شاد بودن و عاشق!

این صحنه رو که دیدم یه لحظه دلم لرزید نمیدونم چرا. پیش خودم گفتم این دو تا واقعن دارن لذت واقعی عشقو میچشن! اصن دارن تو یه دنیای دیگه ای سیر میکنن! تو فاز خودشونن و کاری به کار دور و برشون ندارن. کاری ندارن این کارا زشته یا نه! یا چه میدونم مردم دارن نگاه میکنن! کاری ندارن کجا هستن. کاری ندارن منکرات ببینه میاد جمعشون میکنه. کاری ندارن جلف بازیه یا نه. چیز لق همشون! ماله خودشونن و تو دنیای خودشون.

اما واقعن عاشق بودن. ادا و اطوار نبود. مثه این تیریپا نبود که بشینن غماشونو واسه هم بگن. این از دردای زندگیش برا اون یکی بگه و اون از غماش برا این یکی و فکر کنن دیگه غمخوار شدن واسه همدیگه و دیگه تموم. یا از این تیریپا نبودن که متاسفانه خیلی هم زیاده که واسه هم قپی بیان و این داشته هاشو به رخ اون بکشه و اون به رخ این که " منم منم این عضلات گردنم " و اینجوری بخوان قاپ همو بدزدن!

اینا اصن انگاری میکردی حالا که با همن غم تو دنیاشون وجود نداره. برعکس خیلیا که تا جفتشونو میبینن بنا رو میذارن به درد و دل و هی غر زدن و غر زدن و غمخوار خواستن.

نمیخوام قضاوتی کنم راجبه بقیه یا حرفم این باشه که آدم با جفتش باس مثه این خولا به درز دیوارم هی قاه قاه بخنده. نه! اما باید قبول کرد خیلی رابطه های آب دوغ خیاری الانه شده قپی اومدن واسه همو به رخ کشیدن یا اینکه غمو غصه هاش بیشتر از شادیاش شده.

اما اینایی که دیروز من دیدم اصن از این جنس نبودن.

براشون کرور کرور خوشبختی میخوام از خدا. کرور کرور خاطره و خوشبختی. ایشالا هر روز بیشتر از دیروز همو دوس داشته باشن جوریکه دنیا براشون بی معنی بشه بدون هم! البته کنار هم!


آخرین ویرایش: جمعه 1392/01/23 12:34 قبل از ظهر
دیدگاه ها ()
دوشنبه 1397/02/10 10:34 قبل از ظهر
Good web site you've got here.. It's difficult
to find good quality writing like yours nowadays. I truly appreciate people like you!

Take care!!
جمعه 1396/02/29 09:39 قبل از ظهر
Hello everyone, it's my first go to see at this website,
and article is genuinely fruitful in favor of me,
keep up posting these posts.
دوشنبه 1396/02/25 06:52 قبل از ظهر
Everything is very open with a really clear description of the
challenges. It was truly informative. Your site is very helpful.
Thank you for sharing!
یکشنبه 1396/02/24 11:28 قبل از ظهر
This site really has all of the information I needed concerning this subject
and didn't know who to ask.
شنبه 1396/01/19 10:17 بعد از ظهر
I read this post completely regarding the comparison of most up-to-date and preceding technologies,
it's remarkable article.
جمعه 1396/01/18 01:36 بعد از ظهر
An intriguing discussion is worth comment.

I believe that you ought to write more about this topic, it may not be a taboo matter
but typically people do not speak about such topics.
To the next! Kind regards!!
دوشنبه 1396/01/14 09:44 قبل از ظهر
Hello to all, how is everything, I think every one is getting more
from this web site, and your views are fastidious in favor of new users.
شنبه 1392/01/24 02:32 بعد از ظهر
اوهوم.تو اتاق عمل
مخمل
آها پس یعنی اتاق عمل میخونی؟! سال چندمی؟
جمعه 1392/01/23 01:50 بعد از ظهر
سلام.
آخیییییییییییییخوشبحالشون
راستش اصلا نمیخواستم برگردم!هرچی دوستمم گفت وبتو باز کن یا حداقل یکی دیگه درست کن گفتم نه!!!ولی نمیدونم چی شد الان بازش کردم!دیوونم دیگه
میگما چ باحال بودن.واقعا زندگیه عاشقانه از همه چیز باارزشتره...
راستی قلبت با باتری کار میکنه؟؟؟خواستی باتریشو عوض کنی خبرم کن. من آشنا زیاد دارم
مخمل
واقعن. از همه چیز با ارزش تره.
آشنا؟ تو همون بیمارستان دیگه؟!! :)))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • سلام به همه دوستای گلم!
    خیلی خوش اومدین!
    این وبلاگ شاید قراره مثه یه دفترچه خاطرات باشه برام، ... کسی چی میدونه، شاید یه روزی دلم هوای گذشته ها رو کرد و اونوقت اینجا بشه محل تداعی همشون! هوم؟!؟
    امیدوارم از خوندن و دیدنشون خوشتون بیاد.
    همیشه گل لبخند رو لباتون!
    ***************************
    کسی هرگز نمیداند ............
    چه سازی میزند دنیا .........
    چه میدانی تو از دیروز .....
    چه میدانم من از فردا....
    همین یک لحظه را دریاب....
    که شاید روز دیگر یا که فرداها...
    شویم تنها.......

نویسندگان

  • مخمل (103)