تبلیغات
مخمل - عرررررر عررررررر

عرررررر عررررررر

جمعه 1392/02/20 12:31 بعد از ظهر   نویسنده : مخمل      


تو تاکسی نشسته بودم. وسط اتوبان. همه ساکت و اخمالو.

راننده هم یه آهنگ گذاشته بود عشقولانه احساسی! منم همچین عمییییق شده بودم توش!

یخورده که خوند و حفظ شدم یهو شروع کردم باهاش خوندن! بلند بلند!

یه آن به خودم اومدم دیدم اوووووه! دارم تویه تاکسیه پر از آدم مثه این خولا واسه خودم عرعر میخونم!

اینقده خجالت کشیدم!

اینقده خجالت کشیدم!

اینقده خجالت کشیدم که! ...


آخرین ویرایش: شنبه 1392/02/21 05:08 قبل از ظهر
دیدگاه ها ()
شنبه 1396/02/23 01:21 قبل از ظهر
Yes! Finally something about fuck it.
سه شنبه 1396/01/22 04:25 بعد از ظهر
Way cool! Some very valid points! I appreciate you writing this article and also the
rest of the site is very good.
شنبه 1396/01/19 06:14 بعد از ظهر
Thanks for the auspicious writeup. It in truth was
a entertainment account it. Look complicated to far added agreeable from you!
However, how can we be in contact?
جمعه 1392/02/20 08:16 بعد از ظهر
عیب نداره رفته بودی تو حس دیگه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • سلام به همه دوستای گلم!
    خیلی خوش اومدین!
    این وبلاگ شاید قراره مثه یه دفترچه خاطرات باشه برام، ... کسی چی میدونه، شاید یه روزی دلم هوای گذشته ها رو کرد و اونوقت اینجا بشه محل تداعی همشون! هوم؟!؟
    امیدوارم از خوندن و دیدنشون خوشتون بیاد.
    همیشه گل لبخند رو لباتون!
    ***************************
    کسی هرگز نمیداند ............
    چه سازی میزند دنیا .........
    چه میدانی تو از دیروز .....
    چه میدانم من از فردا....
    همین یک لحظه را دریاب....
    که شاید روز دیگر یا که فرداها...
    شویم تنها.......

نویسندگان

  • مخمل (103)