تبلیغات
مخمل - آمپول

آمپول

یکشنبه 1392/02/22 03:56 بعد از ظهر   نویسنده : مخمل      


امروز گلاب به روتون، تو دستشویی دانشکده بودم.

یهو یه صدایی شنیدم از جلو در دستشویی روبرویی. گوش دادم دیدم یه مامانه داره به بچه اش میگه بیا شلوارتو بپوش و الا میدم آمپولت بزننا! اینجا پر از آقا دکتره همشونم آمپول به دست!

منم یهو پریدم بیرون گفتم: شلوارتو پات میکنی یا آمپولت بزنم؟!

هیچی دیگه بچه هه که اصن شوکه شد هقققققققی زد زیر گریه!

مامانه هم که همینجوری یه چیزی پرونده بود و انتظار تحققشو نداشت، اونم به اون سرعت! در همون حالت که پشت به من سرپا نشسته بود فیس تو فیس بچشو داشت باهاش راجبه شلوار مذاکره میکرد، از پشت سر ولو شد رو زمین!

منم که مسلما د فرار دیگه!! دیگه دیگه!!


آخرین ویرایش: یکشنبه 1392/02/22 04:14 بعد از ظهر
دیدگاه ها ()
پنجشنبه 1396/04/8 09:32 قبل از ظهر
I drop a leave a response whenever I appreciate a post on a
site or if I have something to add to the discussion. Usually it is triggered by
the sincerness displayed in the article I looked at. And after this
post مخمل - آمپول. I was actually moved enough to post a comment ;-) I
actually do have a couple of questions for you if it's
okay. Could it be just me or does it look as if like some of the responses appear as if they are coming from brain dead visitors?

:-P And, if you are writing on other online sites, I would like to follow
you. Could you list all of your public sites like your Facebook
page, twitter feed, or linkedin profile?
یکشنبه 1396/02/17 07:09 بعد از ظهر
Right here is the right website for anybody who really wants to understand this topic.
You realize a whole lot its almost tough to argue with you (not
that I really would want to?HaHa). You certainly put a new spin on a subject
that's been written about for decades. Excellent stuff, just great!
دوشنبه 1396/01/21 05:48 بعد از ظهر
Hello, i think that i saw you visited my site thus i came to go back the choose?.I am attempting to
find things to enhance my web site!I suppose its good enough to make use of some of your ideas!!
شنبه 1396/01/19 11:46 بعد از ظهر
Magnificent goods from you, man. I have have in mind your stuff prior to and you're just too fantastic.
I actually like what you have bought here, really like what you are stating and the best way through which you say it.
You are making it enjoyable and you still take care of to stay it
sensible. I cant wait to learn far more from you. This is really a wonderful web site.
سه شنبه 1396/01/15 07:10 بعد از ظهر
I used to be able to find good information from your content.
یکشنبه 1392/02/22 08:36 بعد از ظهر
بچه هه و مامانه تو دسشویی دانشکده چیکار میکردن؟!
این عکسه منو یاد ترم 1 انداخت.استاد ک داشت سرنگا رو نشون میداد یدونه سرنگ 50 اورد.یکی از پسرا گفت این چیه!این ک امپوله گاویه
راستی ی سوال تو راهی سراغ نداری ک بشه یمقاله ی تخصصی انگلیسی رو زود ترجمه کرد؟غیر از راههای موجود!چندروزه دارم دیوونه میشمتهش باید بدم بیرون ترجمه کنن
مخمل
: داشتن اورانیوم غنی میکردن دوتایی ! :)))
حتمن میپرسم خبرشو میدم بهت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • سلام به همه دوستای گلم!
    خیلی خوش اومدین!
    این وبلاگ شاید قراره مثه یه دفترچه خاطرات باشه برام، ... کسی چی میدونه، شاید یه روزی دلم هوای گذشته ها رو کرد و اونوقت اینجا بشه محل تداعی همشون! هوم؟!؟
    امیدوارم از خوندن و دیدنشون خوشتون بیاد.
    همیشه گل لبخند رو لباتون!
    ***************************
    کسی هرگز نمیداند ............
    چه سازی میزند دنیا .........
    چه میدانی تو از دیروز .....
    چه میدانم من از فردا....
    همین یک لحظه را دریاب....
    که شاید روز دیگر یا که فرداها...
    شویم تنها.......

نویسندگان

  • مخمل (103)