تبلیغات
مخمل - قرص ماه

قرص ماه

شنبه 1392/03/4 12:37 قبل از ظهر   نویسنده : مخمل      


الان که دارم این رو مینویسم تو جاده ام و نصفه شبه.
تازه بارون زده و ابرا که حالا کارشون تموم شده رفتنو ماه از پشتشون دراومده؛
ماه امشب کامله
همه جاخیسه و از نور مهتاب میدرخشه؛ آسفالت، گارد ریلا، تابلو ها، سنگو خاک بغل جاده؛ اصلن انگاری همه جا شیشه پاشیدن عوض بارون!
بچه که بودم پیش خودم میگفتم حتمن یه روزی فضانورد میشم و میرم کره ماه! بزرگ که شدم فهمیدم که این آرزویی بیش نیستو قرار هم هس که فقط در حد یه آرزو بمونه؛
همیشه فکر میکردم ماه زنده اس و وقتی برم اونجا باهام حرف میزنه؛ آخه شبیه صورت یه خاله مهربونه که سرشو کج کرده و با لبای غنچه ای خندون و البته یه دماغ کشیده! داره بهم نگاه میکنه؛
شبای چاردهم هر ماه رو میرفتم تو حیاط و رو تاب مینشستم و به قرص ماه نگاه میکردم و باهاش حرف میزدم؛




یادمه واسه خودم یه قانون داشتم که شبایی که همه صورت ماه داره میتابه هیچ کس و هیچ چیز جز اون حق نداره بتابه! واسه همین با وجود اینکه مثه سگ میترسیدم؛ چراغ خاموش میومدم تو حیاط!
یادمه یه شب که بی سروصدا نشسته بودم رو تاب؛ یه گربه پاورچین پاورچین اومد لب دیوار؛ نشست رو به ماه؛ اولش یخورده نگانگاهش کرد؛ بعدش شروع کرد خیلی محزون ناله کردن! انگار داشت گریه میکرد؛
مو به تنم سیخ شده بود از چیزی که میدیدم؛
فهمیدم تو دنیا نه فقط من؛ نه فقط آدما؛ بلکه همه و همه و همه؛ گاهی دلشون میگیره و دلتنگ میشن؛ دلتنگ کسی و دلگیر چیزی میشن؛
یا گاهی هم حتی بی بهونه و بی دلیل!



آخرین ویرایش: شنبه 1392/03/4 12:54 قبل از ظهر
دیدگاه ها ()
دوشنبه 1396/03/1 01:21 قبل از ظهر
I every time spent my half an hour to read this
weblog's posts everyday along with a mug of
coffee.
سه شنبه 1396/02/26 12:10 قبل از ظهر
This blog was... how do you say it? Relevant!! Finally I have found something which helped me.
Cheers!
یکشنبه 1396/01/20 03:07 قبل از ظهر
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the
video to make your point. You obviously know what youre talking about, why throw away your intelligence on just posting videos to your
weblog when you could be giving us something
informative to read?
جمعه 1396/01/18 12:23 بعد از ظهر
It's enormous that you are getting thoughts from this piece of writing as well as from
our argument made at this time.
یکشنبه 1392/03/5 01:15 قبل از ظهر
نوشته هاتو خوندم از اول اول...
دوسشون داشتم راحت مینویسی ساده و روان
منم عاشق ماه توی اسمونم یه معنویت خاص داره...
مخمل
: لطف دارین!
خیلی ممنون که قابل دونستینو وقت گذاشتین!
شنبه 1392/03/4 01:13 بعد از ظهر
گربه ی گریان...
جالب بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • سلام به همه دوستای گلم!
    خیلی خوش اومدین!
    این وبلاگ شاید قراره مثه یه دفترچه خاطرات باشه برام، ... کسی چی میدونه، شاید یه روزی دلم هوای گذشته ها رو کرد و اونوقت اینجا بشه محل تداعی همشون! هوم؟!؟
    امیدوارم از خوندن و دیدنشون خوشتون بیاد.
    همیشه گل لبخند رو لباتون!
    ***************************
    کسی هرگز نمیداند ............
    چه سازی میزند دنیا .........
    چه میدانی تو از دیروز .....
    چه میدانم من از فردا....
    همین یک لحظه را دریاب....
    که شاید روز دیگر یا که فرداها...
    شویم تنها.......

نویسندگان

  • مخمل (103)