تبلیغات
مخمل - به چه قیمتی؟ نمره؟!!

به چه قیمتی؟ نمره؟!!

دوشنبه 1392/03/20 03:27 بعد از ظهر   نویسنده : مخمل      


امروز استاده داشت با یکی از پسرا بحث میکرد که چرا نیومدی ازت امتحان عملی بگیرم و اینا؛ پسره هم دلیلشو میگفت اما استاده قبول نمیکرد.

یخورده گذشت بحثشون بالا گرفت یهو پسره پققققیییی زد زیر گریه!!

یعنی فقط بخاطر دو نمره کمتر و بیشتر ؟!

بخدا استاده هم جا خورد. دستشو گرفت بردش تو اتاق که بیشتر از این آبروریزی نشه جلو اون همه آدم و دانشجو!

والا بابای من به سن این شازده بود بابا بود!!


( یعنی امروز با دیدن اون صحنه از پسر بودن خودم بدم اومد! )


آخرین ویرایش: دوشنبه 1392/03/20 03:39 بعد از ظهر
دیدگاه ها ()
سه شنبه 1396/03/2 09:30 قبل از ظهر
I always spent my half an hour to read this blog's articles or
reviews everyday along with a cup of coffee.
جمعه 1396/02/1 01:07 بعد از ظهر
I got this web site from my friend who shared with me regarding this site and at
the moment this time I am visiting this web page and reading very informative posts here.
پنجشنبه 1396/01/24 12:01 قبل از ظهر
Hi there colleagues, good article and fastidious urging commented here, I am truly
enjoying by these.
شنبه 1396/01/19 11:08 بعد از ظهر
I don't even know the way I stopped up right here,
however I assumed this put up was great. I don't realize who you are
but definitely you are going to a famous blogger in the event you aren't already.

Cheers!
جمعه 1392/06/15 08:38 بعد از ظهر
داستیم ارشیوتو میخوندم..به اینجا که رسیدم فهمیدم پسری !!
نمیدونم چرا فک میکردم دختری
میگماا..فک کنم دندون پزشکی میخونی
این امتحان علوم پایه خوب پاس میکنن !؟
عامو ما له شدیم دیگه ...
مخمل
: سلام ممنون از وقتی که گذاشتی.
آره بابا خیالت راحت پاس هم نشین میبرن رو نمودار و سوال حذف میکنن و نمره اضافه میکننو خلاصه به هر ضرب و ضوربی شده پاستون میکنن. پاس نشدنش هنر میخواد خدایی! :))
سه شنبه 1392/03/28 04:08 قبل از ظهر
عجب!!!!!!
آجی مخمل عجب آدمایی پیدا میشه!!!
مخمل
: اوا خاک به سرم! آجی چیه داداش گلم؟!!
من یه عدد پسرم! با نیم من ریش و پشم!!
شنبه 1392/03/25 02:45 بعد از ظهر
کجایی پسر خوب؟؟؟ خوبی؟؟؟
مخمل
: زیر سایه تون!
رفته بودم دیار، تجدید میثاق کنم با خونواده. دیشب برگشتم تا دیگه پر انرژی شروع کنم برا امتحانا. یعنی میخوام این ترم بتتتتتترکونمااا!
سه شنبه 1392/03/21 01:15 بعد از ظهر
بیا وبم برا ینفر دعا کن
مخمل
: اتفاقا دیشب اومدم دیدم. براش نذر هم کردم. ایشالا خوب بشه.
سه شنبه 1392/03/21 12:48 قبل از ظهر
اینجوری نگو... من پسرها رو دوست دارم... شاید به خاطر مشکلش زد زیر گریه
مخمل
: حرفتون درسته. اتفاقا منم اولش همچین فکری کردم. اما غرورش کجا رفته؟ اگرم نتونست خودشو نگه داره و بغضش ترکید فدای سرش، حداقل بره یه جا خلوت نه اینکه وایسته و گریشو نشون استاد بده تا دلشو بسوزونه. وللش اصن
دوشنبه 1392/03/20 05:23 بعد از ظهر
اوه مای گاد
یک پسر بخاطر نمره گریه کرد؟؟؟؟؟؟
وای دارم آسپیره میکنم
اینجوری پسرا رو باید ب پاشون وزنه بست انداخت تو دریا......خدا دور کنه
مخمل
: اینقد خشن هم نه دیگه حالا!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • سلام به همه دوستای گلم!
    خیلی خوش اومدین!
    این وبلاگ شاید قراره مثه یه دفترچه خاطرات باشه برام، ... کسی چی میدونه، شاید یه روزی دلم هوای گذشته ها رو کرد و اونوقت اینجا بشه محل تداعی همشون! هوم؟!؟
    امیدوارم از خوندن و دیدنشون خوشتون بیاد.
    همیشه گل لبخند رو لباتون!
    ***************************
    کسی هرگز نمیداند ............
    چه سازی میزند دنیا .........
    چه میدانی تو از دیروز .....
    چه میدانم من از فردا....
    همین یک لحظه را دریاب....
    که شاید روز دیگر یا که فرداها...
    شویم تنها.......

نویسندگان

  • مخمل (103)