تبلیغات
مخمل - دیسکو

دیسکو

شنبه 1392/06/16 02:49 بعد از ظهر   نویسنده : مخمل      


دیروز خونوادگی رفتیم جنگل و آلو جنگلی جمع کردیم و کبابو جوجه رو زدیم به بدن و برگشتیم خونه
از اونجا هم گوله سوار اتوبوس شدم پیش به سوی درس و دانشگاه و تحصیل و ترم جدید
جالبترین اتفاق دیروز این بود که چون تو جنگل دستشویی نداش بعد ناهار همگی سوار ماشین شدیم رفتیم تو یکی از روستاهای اطراف به اسم " ابر " جهت اجابت مزاج!
گشتیم و گشتیم بالاخره یکی پیدا شد گفت برین مسجد جامع روستا اونجا دستشویی داره
حالا ما که رسیدیم باورمون نمیشد چیزی رو که با چشامون میدیدیم!
طبقه بالای مسجد مردا داشتن نماز جمعه میخوندن طبقه پایین مسجد زنا همزمان برا یه عروس خانومی پاتختی گرفته بودن دس رقص آآ بی یاااا بچرخوووونش بلرزوووونش!
به همین شیرین کام قسم اگه دروغ بگم!
مسجد کنار میکده که حضرت حافظ فرمود به گمونم منظور همینجا بوده دیگه؟!

آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()
دوشنبه 1396/02/25 02:02 بعد از ظهر
Hello there, I discovered your web site via Google at the same time as looking for a related topic, your web site
came up, it appears to be like good. I've bookmarked it in my google bookmarks.

Hello there, just become aware of your weblog through Google,
and found that it's really informative.
I'm going to be careful for brussels. I'll be grateful in the event you proceed this in future.

A lot of other folks can be benefited from your writing.
Cheers!
چهارشنبه 1396/01/30 04:33 بعد از ظهر
This information is invaluable. How can I find out more?
یکشنبه 1396/01/20 09:17 قبل از ظهر
I truly love your site.. Great colors & theme.
Did you create this amazing site yourself? Please reply back
as I'm trying to create my own website and would love to
find out where you got this from or what the theme is called.
Many thanks!
شنبه 1396/01/12 01:44 قبل از ظهر
I believe this is one of the most vital info for me. And i am satisfied reading your article.
However want to statement on few normal issues, The website style is great,
the articles is truly nice : D. Good task, cheers
جمعه 1392/06/22 01:58 بعد از ظهر
پاسخت رو دوباره دادم
جمعه 1392/06/22 01:08 بعد از ظهر
اره خوب مدرسه اش خیلی خوبه
ولی عمرا این سه سال که بگذره دلم واس اینا تنگ نمیشه :|
مخمل
: فکر میکنی
جمعه 1392/06/22 11:48 قبل از ظهر
سلام
من کلی نوشتم تو وبم، فکر می کردم اینجا کپی یمشه که ظاهرا این امکان نیست!

جسارتمو ببخشید اما اگه میشه در زیر نظراتتون توی وبم، پاسخمو بخونید!
شاد باشید
مخمل
: مرسی. خوندم
پنجشنبه 1392/06/21 07:24 بعد از ظهر
به این میگن یه اتفاق خوب!
چرا که نه!
مخمل
: بععععله!
چهارشنبه 1392/06/20 10:18 بعد از ظهر
خو اونجا بد بختا تالار عروسی ندارن کههه
بدبختا همون جا یکمی قر میریزم راسی مخمل در جوابت باید بگم بخدا خیلی التماس کردم منم ببرن دولتی دوستام همه یه مدرسه بودن منو اوردن مثلا مدرسه ی نمونه ی شهر اغا اصن من مدرسه دولتی دوست دارم میخوام تو کلاس چهل نفری بشینم زوره؟
مخمل
خب شاید قراره تو این مدرسه جدید یه چیزایی بدست بیاری که اونجا بدست نمیاوردی هوم؟
به چشم به هم زدنی این چند سال هم میگذره و یه روزی برای هم کلاسیای جدیدت دلتنگ میشی. تا بوده همین بوده.
چهارشنبه 1392/06/20 07:24 بعد از ظهر
مخمل ؟؟؟باس توضیح مبسوط بدی درمورد این شکلکی ک گذاشتی برام
مخمل
: :(((
من نبودم!
سه شنبه 1392/06/19 01:17 بعد از ظهر
اه اه اه شوما ها دانشگاه من مدرسه خیلی از مدرسه خوشمون میاد از الان پیش نیاز هم میزارن برامون خخخخ
یا علی تو مسجد؟ شاید همونجاعقدشون کردن
مخمل
: دیگه دیگه. چه میشه کرد! :(
دوشنبه 1392/06/18 12:12 بعد از ظهر
شوخی میکنی؟!!
تو مسجد؟!
یا ابوالفضل....
مخمل
: بابام بنده خدا قبل از اینا میگفت این رژیم برگرده مردم مسجدا رو بار و دیسکو میکنن باورمون نمیشد تا به چشممون دیدیم!
یکشنبه 1392/06/17 01:30 بعد از ظهر
واااااااااا تو مسجد میرقصیدن ؟/؟!!!!!!!!!!!!!!!

ببین مردم دارن تلف میشن خخخخخخ

اه مخمل بازم دانشگاهها شروع شدن ایییییش
منم حال ندارم اصن
مخمل
: چوکا کنیم حالا هیشکی هم حالشو نداره که
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • سلام به همه دوستای گلم!
    خیلی خوش اومدین!
    این وبلاگ شاید قراره مثه یه دفترچه خاطرات باشه برام، ... کسی چی میدونه، شاید یه روزی دلم هوای گذشته ها رو کرد و اونوقت اینجا بشه محل تداعی همشون! هوم؟!؟
    امیدوارم از خوندن و دیدنشون خوشتون بیاد.
    همیشه گل لبخند رو لباتون!
    ***************************
    کسی هرگز نمیداند ............
    چه سازی میزند دنیا .........
    چه میدانی تو از دیروز .....
    چه میدانم من از فردا....
    همین یک لحظه را دریاب....
    که شاید روز دیگر یا که فرداها...
    شویم تنها.......

نویسندگان

  • مخمل (103)