تبلیغات
مخمل - سنگ شده دلم؟!

سنگ شده دلم؟!

شنبه 1392/08/4 01:51 قبل از ظهر   نویسنده : مخمل      


پشت سرم داشت میومد؛ اما تا وقتی سرعتشو زیاد نکرد و از کنارم رد نشده بود چهرشو ندیدم؛
قدوبالا و ظاهری معمولی؛ یه کوله رو دوشش و هنزفری تو گوشش؛ یه سوشرت خاکستری که جذابترش کرده بود؛ حواسش به هیشکی نبود و راه خودشو میرفت!
چند قدمی حتی دنبالش رفتم اما یهو یادم اومد اینجا نظام آباده! یخورده دیگه نزدیکتر بهش بشم خونم پای خودمه!
آخرین باری که دلم اینجور لرزیده بود ده دوازده سال پیش بود ...
چی به سر دلم اومده که حالا بعد این همه سااااال؛ با دیدن یه عابر، تو تاریک و روشن یه معبر؛ بی هیچ خیال و هوس قبلی، یادش اومده اونم بلده گاهی بلرزه! از دیدن یه نگاه؛ از دیدن اون همه سادگی؛ از تصور همه اونچه بعد از دور شدن و محو شدنش تو تاریکی، برا خودش ساخت ...

آخرین ویرایش: شنبه 1392/08/4 01:55 قبل از ظهر
دیدگاه ها ()
سه شنبه 1396/04/6 05:33 قبل از ظهر
Incredible quest there. What occurred after?

Good luck!
چهارشنبه 1396/02/20 06:08 قبل از ظهر
You can certainly see your expertise in the
paintings you write. The arena hopes for more passionate writers such as
you who are not afraid to say how they believe. Always follow your heart.
سه شنبه 1396/01/29 06:55 بعد از ظهر
It's in fact very difficult in this busy life to listen news on TV,
so I simply use internet for that reason, and take the hottest news.
یکشنبه 1396/01/13 11:35 قبل از ظهر
Interesting blog! Is your theme custom made
or did you download it from somewhere? A design like yours with a few
simple tweeks would really make my blog jump out. Please let me know where you
got your theme. Thanks
شنبه 1392/09/16 05:19 بعد از ظهر
اخییییییی...من تا حالا این حسو نداشتم که یکی رو ببینم تو خیابون دلم بلرزهو و یاد کسی بیوفتم
نه الان که فک میکنم میبینم یه بار شده :)
مخمل
: البته منم یاد کسی نیفتادما!
چه عجب منور کردین اینجا رو خانوم خانوما!
پنجشنبه 1392/08/9 02:36 بعد از ظهر
هعییییی خدا

خواندیمش
سه شنبه 1392/08/7 12:22 بعد از ظهر
خیلی ممنون امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید
مخمل
: قوووووربانت!
دوشنبه 1392/08/6 11:02 قبل از ظهر
ب منم میگن خیلی دلم خوشه با این فانتزیام !
هرچند دیگه منم مثل قبل نیستم ... نمیذارن ک باشم ...
البته سنگ بودن برا خود ادم خوبه میدونی چرا؟؟؟ چون همه سنگ شدن ....
و این است تاسف من در همه حال...
انگار من برا این دنیا ساخته نشدم ....
مخمل
: میدونی پرا آدم سنگ میشه؟ تو پست چند ماه پیشم " تلخ و لخت " حسابی در موردش نوشتم
شنبه 1392/08/4 06:40 بعد از ظهر
نذار سنگ شه ...
از دلنازکیم اذیت میشم ولی بااین حال هیچوقت دوس ندارم سنگ شه.....
یک تن است و یک قلب .........
مخمل
: آدم نمیفهمه کی و چجوری سنگ شد. یا آن به خودش میاد میبینه کار از کار گذشته. دلم واسه فانتزیای اون موقع هام تنگ شده. فانتزیایی هرچند دست نیافتنی و غیر واقعی. چشمه اش خشکیده ...
شنبه 1392/08/4 01:26 قبل از ظهر
سلام وبلاگ خوبی دارید خوش حال میشم من رو با نام دفترچه خاطرات من لینک کنید و بگید من شما رو با چه اسمی لینک کنم؟؟؟
مخمل
: با افتخار لینک شدین!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • سلام به همه دوستای گلم!
    خیلی خوش اومدین!
    این وبلاگ شاید قراره مثه یه دفترچه خاطرات باشه برام، ... کسی چی میدونه، شاید یه روزی دلم هوای گذشته ها رو کرد و اونوقت اینجا بشه محل تداعی همشون! هوم؟!؟
    امیدوارم از خوندن و دیدنشون خوشتون بیاد.
    همیشه گل لبخند رو لباتون!
    ***************************
    کسی هرگز نمیداند ............
    چه سازی میزند دنیا .........
    چه میدانی تو از دیروز .....
    چه میدانم من از فردا....
    همین یک لحظه را دریاب....
    که شاید روز دیگر یا که فرداها...
    شویم تنها.......

نویسندگان

  • مخمل (103)